ساراسارا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

وروجک مامان و بابا

یه اتفاق بد

1390/12/24 10:31
نویسنده : مامان
304 بازدید
اشتراک گذاری

 پنج شنبه 18  اسفند مامان جون سارا که خونشون تعمیر کرده بود داشت وسایل رو سر جاش می ذاشت که ما هم رفتیم کمک کارا تموم شد و آخر کار خواستیم چای بخوریم و چون گاز وصل نبود با پیک نیک این کا رو کردیم ولی همین که پیک نیک رو خاموش کردیم سارا سریع دستشو گذاشت رو پیک نیک و..... از ساعت 10 تا 1 شب گریه می کرد الهی بمیرم مامان هم کلی گریه کرد و بابام که کاردش میزدی خونش در نمیومد شایدم گریه کرد... سارا جون هم دیگه هر کسو می دید می گفت" ممین ممین"  یعنی دستمو ببین" اوخ اوخ می می نی هبیت  دس پا هسی" یعنی دست می مینی و پای خرسی با کبریت سوخت!!!!!! 

 

 

 

. فردا شبش هم طبق معمول هر سال آبتین کوچولو برامون سمنو آورد به به عجب سمنویی.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

خاله منصوره
21 فروردین 91 13:46
اخي بميرم الهي.چقدر هم که سوخته
خاله منصوره
21 فروردین 91 13:47
اخي بميرم الهي.چقدر هم که سوخته
خاله
13 اردیبهشت 91 0:29
اگه خدایی نکرده بازم این اتفاق افتاد یه کم آلوئه ورا جای سوختگی بزنید دیگه تاول نمی زنه.